حكيم ابوالقاسم فردوسى
662
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
همى كوفتشان هر سوى زير پاى * سپهدار ايران فرخنده راى چو ارجاسپ ديد آن چنان خيره شد * كه روز سپيدش شب تيره شد دگر باره گفت اى بزرگان من * تگينان لشكر گزينان من ببينيد خويشان و پيوستگان * ببينيد ناليدن خستگان از ان زخم آن پهلو آتشى * كه ساميش گرزست و تير آرشى كه گفتى بسوزد همى لشكرم * كنون بر فروزد همى كشورم كدامست مرد از شما چيره دست * كه بيرون شود پيش اين پيل مست هرانكو بدان گرد كش يازدا * مر او را از ان باره بندازدا چو بخشندهام بيش بسپارمش * كلاه از بر چرخ بگذارمش هميدون نداد ايچ كس پاسخش * بشد خيره و زرد گشت آن رخش سه بار اين سخن را بريشان براند * چو پاسخ نيامدش خامش بماند بيامد پس آن بيدرفش سترگ * پليد و بد و جادوى و پير گرگ بارجاسپ گفت اى بلند آفتاب * به زور و بتن همچو افراسياب بپيش تو آوردم اين جان خويش * سپر كردم اين جان شيرينت پيش شوم پيش آن پيل آشفته مست * گر ايدونك يابم بران پيل دست به خاك افگنم تنش اى شهريار * مگر بر دهد گردش روزگار [ كشته شدن زرير به دست بيدرفش ] ازو شاد شد شاه و كرد آفرين * بدادش به دو بارهء خويش و زين به دو داد ژوپين زهرابدار * كه از آهنين كوه كردى گذار چو شد جادوى زشت ناباكدار * سوى آن خردمند گرد سوار چو از دور ديدش بر آورد خشم * پر از خاك روى و پر از خون دو چشم بدست اندرون گرز چون سام يل * بپيش اندرون كشته چون كوه تل نيارست رفتنش بر پيش روى * ز پنهان همى تاخت بر گرد اوى بينداخت ژوپين زهرابدار * ز پنهان بران شاهزاده سوار گذاره شد از خسروى جوشنش * به خون غرقه شد شهريارى تنش ز باره در افتاد پس شهريار * دريغ آن نكو شاهزاده سوار فرود آمد آن بيدرفش پليد * سليحش همه پاك بيرون كشيد سوى شاه چين برد اسپ و كمرش * درفش سيه افسر پر گهرش سپاهش همه بانگ برداشتند * همى نعره از ابر بگذاشتند چو گشتاسپ از كوه سر بنگريد * مر او را بدان رزمگه بر نديد گمانى برم گفت كان گِرد ماه * كه روشن بدى زو همه رزمگاه نبرده برادرم فرّخ زرير * كه شير ژيان آوريدى به زير فگندست بر باره از تاختن * بماندند گردان ز انداختن نيايد همى بانگ شه زادگان * مگر كشته شد شاه آزادگان هيونى بتازيد تا رزمگاه * به نزديكى آن درفش سياه ببينيد كان شاه من چون شدست * كِم از درد او دل پر از خون شدست بدين اندرون بود شاه جهان * كه آمد يكى خون ز ديده چكان بشاه جهان گفت ماه ترا * نگهدار تاج و سپاه ترا